يک کلام

نامه الکترونیک چاپ PDF

پادشاهي در يک شب سرد زمستان از قصرش خارج شد. درهنگام بازگشت سرباز پيري را ديد که با لباسي اندک در سرما نگهباني مي داد.


از او پرسيد : آيا سردت نيست؟ نگهبان گفت : چرا اي پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم.


پادشاه گفت : من الان داخل قصر مي روم و مي گويم يکي از لباس هاي گرمم را را برايت بياورند.


نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعده اش را فراموش کرد.


صبح روز بعد جسد سرمازده پيرمرد را در حوالي قصر پيدا کردند، در حالي که در کنارش با خطي ناخوانا نوشته بود : اي پادشاه من هر شب با همين لباس کم سرما را تحمل مي کردم اما وعده ي لباس گرم تو مرا از پاي درآورد


گاهي با يک قطره، ليواني لبريز مي شود


گاهي با يک کلام قلبي آسوده و آرام مي گردد


گاهي با يک بي مهري دلي مي شکند


مراقب بعضي يک ها باشيم که در عين ناچيزي، همه چيزند

نظر ها
افزودن جدید
حسینی  - سلام استاد   |1391-11-15 02:43:07
خوب میتونم حال سربازپیر را درک کنم!
ابوالقاسم  - درود   |1392-06-18 14:08:52
جناب سادات کیایی،درود بر شما،در رابطه با حضرت مولانا وشمس،برایتان مطلبی در صفحه مربوط نوشته ام ومنتظرم .با سپاس
دوست تمام مردم دنیا : ف . H   |1392-08-09 18:38:30
استاد سلام
عالی بود
گاهي با يک کلام قلبي آسوده و آرام مي گردد
خوشحالم که شما را در دنیای مجازی پیدا کردم .
کوثر  - درودبرشما   |1393-02-25 18:20:32
گاه یک حرف
یک زمستان آدم را گرم نگه میدارد و
گاه یک حرف
یک عمر آدم را سرد میکند . . .
محمدرضا میراشه 09373663480  - جستجوی دوست قدیمی   |1393-04-01 17:48:23
سلام و احترام
بنده از شاگردان شما در دبیرستان امام صادق بودم
اگر با آقای تقی فضلی خانی ،همکلاسی بنده ارتباطی دارید ممنون میشوم امکان ارتباط را برای بنده فراهم کنید.
با احترام مجدد محمدرضا میراشه 09373663480
mirashe852@yahoo.com

سلام
متاسفانه از ايشان اطلاعي ندارم.
موفق باشيد
سادات كيائي
حشمت  - باسلام و عرض ادب و احترام   |1393-11-25 19:28:54
استادباعرض سلام لطفاً درمورد معنی واجب الوجود هم توضیحاتی ارائه فرمائید .
عبدارحمن  - سلام و خسته نباشید مولانا و شمس   |1395-09-11 19:55:33
مولانا لیوان پری بود و لبریز نبود چون در راه شریعت بود و در شریعت حدی وجود دارد که انسان اگرچه شبو روز عبادت کند بیشتر از یکحدی نمیتواند گذر کند ، و مانند یک لیوان است و حد ان تا لبه های ان است و شمس و عرفا دنیای بی حد خارج از لیوان است ، در شریعت با حد و حدودی که با قوانین اسلامی در احاطه هست و کسی جرات فراتر رفتن از این حدو و حدود ها که همان حلال و حرام و محدود کردن ها هست را ندارد ، و شمس یک قطر به لیوان مولانا اضافه کرد و جرات دیدن جدید و ازادی داد ، که تا جایی که مولانا در یکی از ابیاتش اشاره میکنه که این کارش یک ریسک که ممکن نابود بشه ، ولی خدا انقدر بزرگ هست که در قوانین نگنجد و قوانیی فقط برای کلیت و رسم زندگیس چون عرفان راهیست
نوشتن نظر
نام:
Your email:
 
عنوان:
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 
 
گالری تصاویر
 
شیراز

 
لینک های مرتبط