گفتار سی و نهم ابیات 904 تا 932

نامه الکترونیک چاپ PDF

بیان توکل،  و ترک جهد گفتن نخجیران به شیر

طایفه نخجیر در وادی خوش                       بودشان از شیر، دایم کش مکش (904)


بس که آن شیر از کمین می در ربود            آن چَرا بر جمله ناخوش گشته بود (905)


حیله کردند، آمدند ایشان به شیر                 کز وظیفه ما تو را داریم سیر (906)


بعد از این اندر پی صیدی میا                       تا نگردد تلخ بر ما این گیا (907)


مولانا پیش از این در مورد جذب جنسیت و انواع آن سخن گفت و در بیت 902 از نوعی تجاذب ظاهری و غیر واقعی سخن گفت که از شباهت ظاهری ناشی می شود و می تواند انسان را به بیراهه بکشاند و بلکه نابود کند. در اینجا، مولانا به ذکر قصه ای از کتاب کلیه و دمنه که پیش از این در بیت 903 وعده کرده بود، می پردازد و ضمن بیان تجاذب های ظاهری و فریبنده ذکر مسایل دیگری همچون توکل، کسب و کار، قضا و قدر، جبرو اختیار و ... را نیز در میان می آورد.
در این داستان، نخجیران ( حیوانات ) که در بیشه ای سرسبز و دلکش زندگی می کردند از شیر بیشه ایمنی نداشته و دایم با او در دشمنی و کش مکش بودند. شیر همواره در کمین بود و حیوانات را شکار می کرد. بنابراین ، آن چراگاه برای همه حیوانات ناخوش و ناگوا شده بود . آن حیوانات برای اصلاح زندگی خود چاره ای اندیشیدند و نزد شیر آمدند و گفتند : " ما وظیفه ( رزق روزانه ) تو را خودمان تقدیم می کنیم و نمی گذاریم گرسنه بمانی، تو هم دیگر به همان طعمه ای که ما برایت هر روز می فرستیم قناعت کن و دیگر برای صید از آشیانه ات خارج نشو تا این گیاه و چمنزار برای ما تلخ و ناگوار نشود. "

جواب گفتن شیر نخجیران را  و فایده جهد گفتن


گفت: آری، گر وفا بینم نه مکر                   مکرها بس دیده ام از زید و بکر (908)


من هلاک فعل و مکر مردمم                      من گزیده زخم مار و کژدمم (909)


مردم ِ نفس از درونم در کمین                  از همه مردم بتر در مکر و کین (910)


گوش من لا یُلدَغ ُ المومن شنید                 قول پیغمبر به جان و دل گزید (911)


شیر ظاهرا پیشنهاد نخجیران را می پذیرد اما نمی تواند به آن اطمینان کند زیرا تجارب گذشته به او می گوید که حتما حیله ای در کار است. بنابراین، پیشنهاد آنها را بطور مشروط قبول می کند و شرط آن را وفای به عهد نخجیران عنوان می کند زیرا به قول خودش تاکنون از افراد مختلف ( زید و بکر ) مکرها دیده است و به اصطلاح، خودش را قربانی مکر و حیله مردمان می داند.  شیر همچنین به دشمنی بدتر و حیله گر تر از مردمان مکار بیرونی اشاره می کند که همان نفس امّاره باشد که همواره در کمین انسان است. شیر در پایان به نخجیران گفت: " گوش من سخن پیامبر (ص) را که فرمود: " مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود" ( لا یلدغ المومن من حجر واحد مرّتین ) را شنیده و آن را به دل پذیرفته است." یعنی من به این آسانی ها گول نمی خورم و زندگی تجربه کافی را در این موارد به من داده است.

ترجیح نهادن نخجیران توکل را بر جهد و اکتساب


جمله گفتند: "ای حکیم با خبر                   الحذر، دَع، لیس یُغنی عن قَدَر (912)


در حذر شوریدن ِ شور و شر است             رو توکل کن، توکل بهتر است (913)


با قضا پنجه مزن ای تند و تیز                    تا نگیرد هم قضا با تو ستیز (914)


مرده باید بود پیش حکم حق                     تا نیاید زخم از ربّ الفلق (915)


نخجیران با کمال احتیاط و احترام به شیر گفتند: " ای حکیم با خبر و آگاه ! حذر ( احتیاط ) را رها کن زیرا حذرکردن تو را از قضا و قدر محفوظ نمی دارد و خود باعث ترس و بیم و انگیختن شور و شر می شود. پس به جای حذر و احتیاط،  برو و توکل کن که بهترین کار است."
در اینجا بد نیست به این نکته اشاره کنیم که در عصر مولانا مساله کسب و تلاش و در مقابل آن ،مساله توکل، یک مساله اجتماعی و اخلاقی عمده در بین صوفیه بوده است. مولانا هیچ گونه تضاد و تنافی بین داشتن توکل و سعی و عمل و کسب و کار نمی بیند اما گروهی بوده اند که این گونه نمی اندیشیدند. البته مولانا به مراحل کمال توکل نیز اعتقاد دارد و به همین جهت در ابیات 914 و 915 می گوید: " با قضا و قدر الهی ستیز نکن تا قضا و قدر نیز با تو از در ستیز درنیاید. باید خود را همچون مرده ای در برابر حکم حق قرار دهی تا پروردگار با تو سخت نگیرد و با لطفش با تو برخورد کند.
شاید باید در اینجا به این مساله نیز توجه کنیم که کمال توکل و خود را همچون مرده ای در دست خداوند قرار دادن هنوز پایان راه نیست چون در چنین مرحله ای هنوز شخص، خودی در مقابل خداوند احساس می کند، در حالی که در مقام فنا دیگر خودی در کارنیست و خودی مشاهده نمی شود تا به دیگری توکل کند.

ترجیح نهادن شیر ، جهد و اکتساب را بر توکل و تسلیم

گفت: " آری گر توکل رهبر است                این سبب هم سنت پیغمبر است (916)


گفت پیغمبر به آواز بلند:                           "با توکل، زانوی اشتر ببند" (917)


رمز ِ اَلکاسب حبیبُ الله شنو                     از توکل، در سبب کاهل مشو (918)


شیر زیر بار حرف نخجیران نمی رود و می گوید که اگرچه باید توکل کرد و این توکل سالک را در راهش رهبری می کند و به پیش می برد اما این نکته را نیز نباید فراموش کرد که عمل کردن و به اسباب کار پرداختن نیز سنت و روش پیامبر (ص) بود.شخص پیامبر (ص) با صدای بلند به فردی که با توکل به خدا  شتر خویش را یله و رها کرده بود، فرمود: " اول زانوی شتر را ببندو سپس به خدا توکل کن." همچنین باید رمز این مثل یا حدیث را درک کنی که می گوید:" کسی که می کوشد و کسب می کند، حبیب خداست." خلاصه، توکل باید با جهد و کسب همراه باشد.

ترجیح نهادن نخجیران توکل را بر اجتهاد


قوم گفتندش که: کسب، از ضعف خلق      لقمه تزویر دان بر قدر حلق (919)


نیست کسبی از توکل خوب تر                  چیست از تسلیم، خود محبوب تر ؟ (920)


بس گریزند از بلا سوی بلا                        بس جهند از مار سوی اژدها (921)


نخجیران به شیر گفتند:" در پی روزی رفتن و جهد و کسب نشانه ضعف ایمان مردم است که تلاشی می کنند و لقمه ای به دست می آورند تا خود را سیر کنند اما در واقع، با این کار خود را فریب می دهند و از خداوند دور می سازند. درحالی که هیچ کسبی از توکل و تسلیم در برابر قضا و قدر الهی بهتر و محبوب تر نیست. این آدمیان سست ایمان همواره از بلایی به سوی بلای دیگر می روند و از ماری به اژدها پناه می برند، یعنی چون ارزش توکل را نمی دانند دایما در رنج و عذاب هستند تا لقمه ای به دست آورند و خود را سیر کنند.

حیله کرد انسان و حیله ش دام بود          آن که جان پنداشت خون آشام بود (922)


حیله کردن به معنی چاره اندیشیدن است و به همین دلیل علم مکانیک را در عربی "علم الحیل" می نامند. مولانا در این بیت از زبان نخجیران می گوید: " انسان چاره اندیشی می کند اما همین تدبیر و چاره اندیشی اش گاهی بلای جانش می شود و او را از مقصود دور می کند و چه بسا ممکن است چیزی را که برای خود جان افزا و زندگی بخش می داند ،همان خون او را بریزد."

در ببست و دشمن اندر خانه بود              حیله فرعون زین افسانه بود (923)


صد هزاران طفل کشت آن کینه کش         وآن که او می جست، اندر خانه اش (924)


این دو بیت مثالی برای مطلب بیت قبل است. مولانا به قصه فرعون با موسی اشاره می کند که فرعون برای رهایی از موسی که به گفته منجمان قرار بود بساط سلطنت او را براندازد ، صدها هزار طفل بی گناه را کشت، غافل از آنکه موسی در خانه خود او در حال رشد و نمو بود.

دیده ما چون بسی علّت در اوست            رو فنا کن دید خود در دید دوست (925)


دیدِ ما را دیدِ او نعم العوض                      یابی اندر دید او کلّ غرض (926)


طفل، تا گیرا و تا پویا نبود                        مرکبش جز گردن بابا نبود (927)


چون فضولی گشت و دست و پا نمود       در عنا افتاد و در کور و کبود (928)


جان های خلق پیش از دست و پا             می پریدند از وفا اندر صفا (929)


چون به امر اهبطوا بندی شدند                 حبسِ خشم و حرص و خرسندی شدند (930)


چون دیده ما دچار بیماری است و به همین علت فقط امور ظاهری و این جهانی را می بیند پس باید آن را در دیده دوست (خداوند) فانی کرد تا قادر به دیدن حقایق گردد. دید خداوند بهترین جایگزین و عوض برای دید ماست زیرا در دید خداوند، همه غرض ها و مطلوب ها حاصل می شود. بچه ای که هنوز نمی تواند راه برود  بر گردن بابا سوار می شود اما همه رنج ها (عنا) و سختی ها از زمانی آغاز می شود که طفل دست و پایش قوت می گیرد. یعنی، از زمانی که انسان می خواهد مسئول زندگی خود باشد و به دیگری تکیه نکند ، گرفتاریهایش شروع می شود. پس اگر بنده کاری نکند و فقط خودش را به خدا بسپارد گرفتاریهایش برطرف خواهند شد. پیش از آن که به این دنیا بیاییم و در جسم خاکی قرار گیریم در عالم صفا و پاکی آزاد بودیم اما همین که با امر "اهبطوا" به این عالم خاکی فرود آمدیم ، دچار خشم ، حرص و خرسندی شدیم.

ما   عیال  حضرتیم  و   شیرخواه               گفت: الخلق عیالٌ للاله (931)


ما خانواده و روزی خوار خداوند هستیم ، یعنی ما به خداوند نیازمندیم ،همچنان که طفل به شیر مادر نیاز دارد. در حدیث آمده است که : " همه مردم ، خانوار خداوند هستند."

آن که او از آسمان باران دهد                    هم تواند کو ز رحمت نان دهد (932)


خداوندی که قادر است از آسمان باران ببارد ، می تواند از روی رحمت و احسان به بندگان خود روزی دهد، یعنی باید بر او توکل کرد و نیازی به جدّ و جهد و اکتساب نیست.

پایان گفتار سی و هشتم

نظر ها
افزودن جدید
شاهرخ   |1392-08-08 13:51:33
سلام استاد
ممنون که زود آپدیت کرديد و مرسی که همچنان ادامه میدین .
موفق باشین

سلام
ممنون از لطف شما
موفق باشيد
سادات كيائي
مهدوی نیا   |1392-11-30 06:27:36
سلام
واقعا توضیحاتتون خیلی عالی، ساده و روانه. فقط ای کاش صحبتهایی که مولانا از زبان خودش میگه و صحبتهایی که از زبان دیگران میگه دقیقا در همه جا مشخص بشه. مثلا در همین خط آخر که فرمودید یعنی باید بر خداوند توکل کرد و نیازی به جد و جهد نیست، در ابتدا فکر میکنی کلام مولاناست ولی با توجه به توضیحات قبلی متوجه میشوی کلام نخجیران است. فکر میکنم برای متمایز شدن کلام مولانا از دیگران بهتر است مستقیم اشاره شود.
سپاس از لطف شما. موفق باشید
امين مبرهن   |1395-04-21 20:02:49
سلام،استاد حيله كردن آيا هميشه معني منفي داره يا بعضا به معني مشورت هم استفاده ميشه؟ با تشكر

سلام
حیله به معنی تدبیر در کار است و به خودی خود معنی منفی یا مثبت ندارد. در زبان عربی به علم مکانیک علم الحیل یعنی علم چاره اندیشی ها می گویند.

موفق باشید

سادات کیائی
امين مبرهن   |1395-04-21 20:14:23
بيت ٩١٠ درونم به جاي دروغم است

سلام
ممنون از دقت شما.اصلاح شد.

سادات کیائی
امين مبرهن   |1395-04-20 23:04:49
روان و بينظير
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 
 
گالری تصاویر
 
تهران - مدر...

 
لینک های مرتبط