گفتار چهل و یکم ابیات 952 تا 974
 
 
 
   

گفتار چهل و یکم ابیات 952 تا 974

نامه الکترونیک چاپ PDF

باز ترجیح نهادن نخجیران توکل را بر جهد

جمله با وی بانگها برداشتند                         کآن حریصان که سبب ها کاشتند ( 952 )

صد هزار اندر هزار از مرد و زن                     پس چرا محروم ماندند از زمن ؟ ( 953 )

صد هزاران قرن زآغاز جهان                          همچو اژدرها گشاده صد دهان ( 954 )

مکرها کردند آن دانا گروه                             که ز بُن  برکنده شده زآن مکر ، کوه (955 )

کرد وصف مکرهاشان والجلال                       لتزول منه اقلال الجبال  ( 956 )

جز که آن قسمت ، که رفت اندر ازل              روی ننمود  از شکار و از عمل ( 957 )

جمله افتادند از تدبیر و کار                           ماند کار و حکم های کردگار ( 958 )

کسب ، جز نامی مدان ای نامدار                   جهد جز وهمی مپندار ای عیار ( 959 )

بار دیگر نخجیران که مخالف جهد و کوشش و معتقد به جبر و توکل بودند، همگی با صدای بلند به ردّ سخنان شیر پرداختند و گفتند که اگر استدلالات تو درست باشد، پس چرا آن صدها هزار تن از مردان و زنانی که حریصانه برای سروسامان دادن به امور دنیوی سعی و تلاش کردند و به این همه علل و اسباب متوسل شدند از زمانه خیری ندیدند و از منافع آن محروم ماندند؟ مردمان حریص از آغاز عمر جهان تاکنون صدها هزار دوره (قرن) است که آزمندانه مانند اژدها دهان بزرگ حرص و طمع خود را گشوده اند و برای رسیدن به مقاصد خود مکرها و چاره جویی هایی کرده اند که می توانست کوه را از جا برکند، چنان مکرهایی که بنابر فرموده خداوند در قرآن می توانست قله های کوهها را به حرکت درآورد ( و قد مکروا مکرهم و عندالله مکرهم و ان کان مکرهم لتزول منه الجبال. آیه 46 سوره ابراهیم ) اما با همه این کارها چیزی بیش از آنچه خداوند در ازل برایشان تقدیر کرده بود از کار و شکارشان حاصل نشد. همه آنها از تدبیر و کار و جهد و تلاششان درمانده شدند و آنچه باقی ماند فقط کار و تقدیر الهی بود.
پس ای انسان نام آور ! کسب و عمل را چیزی به جز یک نام ظاهری و بی مسمّی ندان و جهد و تلاش را نیز جز توهمی به حساب نیاور ای جوانمرد !

نگریستن عزرائیل در مردی، و گریختن آن مرد در سرای سلیمان علیه السلام ، و تقریر ترجیح توکّل بر جهد و قلّت فایده جهد

زاد مردی چاشتگاهی  در رسید                   در سراعدل سلیمان در دوید (960 )

رویش از غم زرد و هر دو لب کبود                پس سلیمان گفت : " ای خواجه ! چه بود ؟" ( 961 )

گفت : " عزرائیل در من این چنین                  یک نظر انداخت پر از خشم و کین " ( 962 )

مولانا برای روشن شدن منظور نخجیران از آنچه پیش از این در مورد بیهوده بودن سعی و تلاش و همچنین مقدّر بودن امور بیان داشتند، این حکایت را در اینجا آورده است. او در این حکایت که از زبان همان نخجیران آورده است، می گوید: آزاد مردی صبح هنگام دوان دوان به سرای عدل ( عدالتخانه) حضرت سلیمان نبی رفت. چهره آن شخص از اندوه و غمی که در دل داشت، زرد شده بود و هر دو لبش کبود به نظر می آمد. حضرت سلیمان از حال او جویا شد و پرسید: چه اتفاقی افتاده ؟  مرد در جواب گفت" عزرائیل امروز نگاهی پر از خشم و کینه بر من انداخت !

گفت: " هین! اکنون چه می خواهی ؟ بخواه ! "        گفت:" فرما باد را ای جان پناه !  ( 963 )

تا مرا زاینجا به هندستان بَرَد                                   بو که بنده کآن طرف شد، جان بَرَد " ( 964 )


حضرت سلیمان گفت : اکنون هر چه از من می خواهی ، درخواست کن ! به اصطلاح به فرمد که چه کاری از دست من برای تو ساخته است ؟ و آن مرد در جواب از او خواست تا به باد که در فرمان او بود بفرماید تا او را به هنوستان منتقل کندبلکه از دست عزرائیل جان سالم به در برد.

نک ز درویشی گریزانند خلق                   لقمه حرص و امل زآن اند خلق ( 965 )

ترس درویشی ، مثال آن هراس               حرص و کوشش را تو هندستان شناس ( 966 )


در این دو بیت مولانا از داستان به طور موقت خارج می شود و به یک نکته اخلاقی می پردازد و می گوید: اینک مردم به این جهت از فقر و درویشی می گریزند که گرفتار حرص و آرزوهای بیهوده هستند. این ترس از درویشی مانند ترس آن شخص از عزرائیل است که او را وادار کرد به سعی و عمل روی آورد و به هندوستان برود غافل از آنکه عزرائیل در هندوستان منتظر او بود و در آنجا جانش را گرفت. پس درواقع، این حرص و کوشش نه تنها شما را از فقر نمی رهاند بلکه باعث هلاکت شما می شود.

باد را فرمود تا او را شتاب                       برد سوی قعر هندستان بر آب ( 967 )

روز دیگر وقت دیوان و لقا                        پس سلیمان گفت عزرائیل را ( 968 )

کآن مسلمان را به خشم از بهر آن             بنگریدی ، تا شد آوازه ز خان ؟  ( 969 )


حضرت سلیمان خواسته آن مرد را اجابت کرد و به باد امر کرد تا او را به دورترین نقطه هندوستان ببرد. روز بعد که حضرت سلیمان در سرای عدل خود بار عام داده بود، به عزرائیل گفت: چرا به آن مسلمان آن گونه پر خشم و کین نگاه کردی که از ترس جانش از خانه خود آواره شد؟

گفت: " من از خشم کی کردم نظر؟           از تعجب ، دیدمش در ره گذر، ( 970 )

که مرا فرمود حق، کامروز هان !                جان او را تو به هندستان  ستان، ( 971 )

از عجب گفتم : گر او را صد پر  است           او به هندستان شدن  دور  اندر است (972 )


عزرائیل گفت: من کی از روی خشم به او نگاه کردم؟ من فقط وقتی او را در اینجا دیدم تعجب کردم و از روی تعجب به او نگاه کردم زیرا خداوند به من فرموده بود همان روز جان او را در هندوستان بستانم و و قتی او را در اینجا دیدم از روی تعجب با خود گفتم: اگر صد بال و پر هم داشته باشد نمی تواند خود را با این سرعت به هندوستان برساند.

تو همه کار جهان را هم چنین                     کن قیاس و چشم بگشا و ببین ( 973 )

از که بگریزیم ؟ از خود ؟ ای محال !             از که بربابیم ؟  از حق ؟ ای  وبال ! ( 974)


باز مولانا در این دو بیت از زبان نخجیران به ما پند می دهد و می گوید: تو همه کار این جهان را همین گونه ببین، یعنی بدان که نمی توانی با سعی و تلاش خود از فقر و درویشی فرار کنی و بهتر است به جای آن از حرص و طمع خود دست برداری و با توکل به خداوند تسلیم تقدیر او باشی. از چه کسی بگریزیم ؟ از خودمان؟ این امری محال است، زیرا آنچه درواقع ما از او می گریزیم همان نفس ماست که در درون ماست و ما را از راه حق منحرف می کند. همچنین از حق تعالی نمی توان چیزی ربود، زیرا این کار وبال استو سختی و عذاب در پی دارد. خلاصه این که باید تسلیم حق بود و راهی جز توکل و تن دادن به خواست خدا نداریم.


پایان گفتار چهل و یکم

 

نظر ها
افزودن جدید
علیرضایی   |1393-04-07 00:09:01
سلام.مدت ها بود فرصت نکرده بودم به سایتتون سر بزنم .شاید خواست خدا بود که امروز بیام توی سایت چون از مطالبش کلی استفاده کردم خصوصا بند آخر .ممنون
مهدی   |1394-08-17 16:17:46
قدر دانی میکنم دکتر از تفسیر بیت به بیت مثنوی ... بسیار کار پسندیده ای میکنین
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 
 
گالری تصاویر
 
آبشار چره

 
لینک های مرتبط