گفتار چهل و دوم ابیات 975 تا 996

نامه الکترونیک چاپ PDF

باز ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکل و فواید جهد را بیان کردن

شیر گفت : آری ، و لیکن هم ببین        جهدهای  انبیا  و مومنین (975)

حق تعالی جهدشان را راست کرد        آنچه دیدند از جفا و گرم و سرد  (976)

حیله هاشان جمله حال آمد، لطیف       کل شیءٍ  مِن ظریفٍ هو ظریف (977)


در این ابیات و ابیات پس از آن، مولانا می خواهد بگوید که جِدّ و جهد کردن منافاتی با توکل بر خداوند ندارد. بنابراین، از زبان شیر می گوید: سخنان شما را درباره تقدیر قبول دارم اما این اعتقاد نباید باعث شود تا انسان دست از تلاش بردارد. به همین دلیل است که انبیا و مومنان با وجود اعتقاد به تقدیر الهی هرگز از جهد و کوشش منصرف نشدند. پروردگار هم تلاش آنها را که با سرد و گرم چشیدن روزگار همراه بود، بی ثمر نگذاشت. حیله ها و چاره اندیشی های انبیا و مومنین همگی لطیف و دلنشین هستند زیرا از وجود ظریف خود آنها و یا از جانب پروردگار لطیف و ظریف بوده اند.

دامهاشان مرغ گردونی گرفت              نقص هاشان جمله افزونی گرفت (978)

انبیا و مومنین با جهد و تلاش خود مرغان آسمانی را صید می کنند، یعنی به اسرار غیب دست می یابند و در اثر آن نقص های آنها تبدیل به فزونی و کمال می شود. خلاصه این که انبیا نیز بدون تلاش به چیزی دست نمی یابند، هر چند به تقدیر الهی یقین دارند.

جهد می کن  تا توانی ، ای کیا !          در طریق  انبیا  و  اولیا (979)

بنابراین، تو نیز در راه انبیا و اولیا قدم بگذار و تمام تلاش خود را در این راه انجام بده.

با قضا پنجه زدن نبود، جهاد                زآن که این را هم قضا بر ما نهاد (980)


البته معنای جهاد و مجاهده و تلاش کردن پنجه زدن و درافتادن با قضا و قدر الهی نیست زیرا همین تلاش و مجاهده نیز تقدیر و قضای الهی است.

کافرم من ، گر زیان کرده ست کس      در  ره ایمان و طاعت ، یک نفس (981)

کسی که در راه ایمان و اطاعت از پروردگار قدم بردارد یک لحظه نیز دچار زیان و خسران نمی شود.

سرشکسته نیست ، این سر را مبند    یک دو روزک جهد کن ، باقی بخند (982)

سری را که شکسته نیست نباید با دستمال بست، یعنی باید این تن سالمی را که خداوند به تو داده است، به کار گیری و چند روزی که در این دنیا هستی جهد و تلاش کنی تا در عالم دیگر که عالم جاودانگی است، در شادی و خنده بسر ببری.

بد محالی جُست ، کو دنیا بجُست        نیک حالی جُست ، کو عقبی بجُست (983)

بنابر آن چه تاکنون گفته شد جهد و کسب بطور مطلق مذموم نیست بلکه اگر انسان تمام تلاش خود را برای رسیدن به دنیا و امور مادی صرف کند امری مذموم است و هیچ گاه بطور کامل نیز به خواسته خود نمی رسد زیرا توان و عمر او محدود است اما جهد و تلاش برای عالم آخرت پسندیده و مطلوب است و وقتی انسان به آخرت نیکو دست یابد هیچ محدودیت و نقصی برایش متصور نیست.

مکرها در کسب دنیا بارِد است            مکرها در ترک  دنیا  وارد  است (984)

مکر و چاره سازی در راه رسیدن به دنیا و مادیات سرد ( بارد ) و نابجاست اما چاره اندیشی برای رهایی از دنیا و قیود آن کاری روا و بجاست.

مکر آن باشد که زندان حفره کرد         آن که حفره بست، آن مکری است سرد (985)

مکر و تدبیر نیکو آن است که انسان برای  فرار از این دنیا که حکم زندان را برای روح او دارد، نقب بزند و راه گریز ایجاد کند. آن مکر و تدبیری که سرد و نابجاست این است که انسان زندانی در این دنیای حسی سعی کند دریچه هایی را که به سوی خارج این دنیاست، ببندد و راه خروج خود را سد کند.

این جهان زندان و ما زندانیان              حفره کن زندان و خود را  وارهان (986)

این جهان از جهتی برای ما حکم زندان را دارد و ما در آن همچون زندانیانی هستیم که باید در این زندان نقب و حفره یی ایجاد کنیم و خود را رها سازیم.

چیست دنیا  ؟  از خدا غافل بُدن         نه قماش و نقده  و  میزان  و  زن (987)

مال را کز بهر دین باشی حمول           " نِعمَ  مالٌ صالحٌ "  خواندش رسول (988)

آب در کشتی ، هلاک کشتی است      آب  اندر  زیر کشتی  پشتی  است (989)


مولانا که در ابیات پیشین از جهد و سعی در راه دنیا و امور مربوط به آن به عنوان مکری سرد یاد کرده است، در این ابیات سعی دارد تا روشن نماید دنیایی که در کلام انبیا و اولیا مذموم و بد است کدام دنیاست. بنابراین، می گوید دنیایی که مذموم است و باید از آن پرهیز کرد، مال و متاع و زن و کسب و کار نیست بلکه غافل ماندن از خدا و حق است وگرنه اگر مال دنیا وسیله ای برای سلوک در راه حق باشد، نه تنها بد نیست بلکه بسیار هم خوب است و رسول اکرم (ص) هم فرموده اند: " خوشا مال صالح برای مرد صالح" ، چنان که آب اگر در درون کشتی باشد باعث غرق شدن آن و نابودی سرنشینان آن می شود ولی همین آب اگر درزیر کشتی باشد حامی و پشت و پناه کشتی و مایه حرکت آن است.

چون که مال و ملک را از دل براند        زآن سلیمان ، خویش جز مسکین نخواند (990)

سلیمان نبی در میان پیامبران نمود قدرت و مال و ملک و ثروت است اما با این حال مولانا می گوید از آن جا که سلیمان به مال و ملک دنیوی دل نبسته بود خود را مسکین و درویش می خواند و آن همه مال و ملک به مقام معنوی فقر او لطمه ای وارد نکرده بود.

کوزه سربسته اندر آب زفت                از دل پر باد ، فوق آب رفت (991) 

بادِ درویشی چو در باطن بود              بر سر آب جهان ساکن بود (992)

گرچه جمله این جهان ملک وی است   مُلک ، در چشم دل او لاشی است (993)


همچنان که اگر کوزه ای از آب خالی باشد و سرش نیز بسته باشد، روی آب می ماند و غرق نمی شود، باد درویشی نیز که همان بی اعتنایی به این دنیای مادی است اگر وجود کسی را پر کرده باشد، او نیز بر سر آب جهان می ماند و هرگز در مسائل مادی و دنیوی غرق نمی شود. چنین درویشی گرچه همه این جهان ملک اوست ، با این حال، در نظر او هیچ به حساب می آید و او را مشغول خود نمی کند.

پس دهان دل ببند و مُهر کن               پُر کنش از بادِ کبرِ مِن لَدُن (994)

" دهان دل ببند " یعنی دنیا طلبی را کنار بگار و پس از آن وجودت را از باد کبر و کبریایی که از جانب خداوند می وزد، پر کن تا در دنیا و امور مادی غرق نشوی و به حرکت خود به سوی حق ادامه دهی.

جهد حق است و دوا حق است و درد  منکر اندر نفیِ جهدش ، جهد کرد (995)

خلاصه بحث شیر و نخجیران این است که : جهد در راه رسیدن به مقصود و حق است. درد و دوا نیز هر دو حقند و در عالم وجود دارند. اگر خداوند درد را آفریده است دوا را هم او آفریده و برای رفع درد باید تلاش کرد و دوا را به دست آورد. کسانی که منکر جهد و تلاش اند، بدون آن که خود متوجه باشند برای اثبات حرف خود و نفی جهد و کوشش، در واقع، دست به نوعی جهد و کوشش می زنند.


پایان گفتار چهل و دوم

نظر ها
افزودن جدید
رويا مرادى  - ممنون از تفسير اشعار حضرت مولانا ... بسيار آموختم   |1395-11-05 19:16:11
ممنون از تفسير اشعار حضرت مولانا ... بسيار آموختم
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 
 
گالری تصاویر
 
شیراز

 
لینک های مرتبط