گفتار 60 ابیات 1557 تا 1584

نامه الکترونیک چاپ PDF

قصه ی بازرگان که طوطی محبوس او، او را پیغام داد به طوطیان هندوستان ، هنگام رفتن به تجارت

بود بازرگان و او را طوطیی                      در قفص محبوس ، زیبا، طوطیی (1557)

چون که بازرگان سفر را ساز کرد،           سوی هندستان شدن آغاز کرد، (1558)

هر غلام و هر کنیزک را ز جود                  گفت: " بهر تو چه آرم؟ گوی زود" (1559)

هر یکی از وی مرادی خواست کرد          جمله را وعده بداد آن نیک مرد (1560)

گفت طوطی را: " چه خواهی ارمغان      کآرمت از خِطّه ی هندوستان؟" (1561)


این قصه برای توضیح بیت های 1555 و 1556 است که در آنها سخن از زیانهای اشتهار نزد خلق رفته بود و راه رهایی از آن نیز مرگ اختیاری عنوان شده بود.
بازرگانی که طوطی زیبا در قفس داشت برای سفر عازم هندوستان بود و پیش از سفر از غلامان و کنیزان خویش پرسید که چه تحفه ای برای آنان بیاورد؟ هریکی چیزی خواستند و بازرگان نیز قول مساعد داد .بازرگان از طوطی دلبند خود نیز سوال کرد که برای او چه هدیه ای از هندوستان بیاورد؟

گفتش آن طوطی که : « آنجا طوطیان       چون ببینی، کن ز حال من بیان (1562)

کآن فلان طوطی که مشتاق شماست      از قضای آسمان در حبس ماست (1563)

بر شما کرد او سلام و دادخواست              وز شما چاره و رهِ ارشاد خواست (1564)

گفت: می شاید که من در اشتیاق             جان دهم ، اینجا بمیرم در فراق؟ (1565)

این روا باشد که من در بند سخت               گه شما بر سبزه ، گاهی بر درخت؟ (1566)

این چنین باشد وفای دوستان ؟                 من در این حبس و شما در گلستان؟ (1567)

یاد آرید ای مِهان زین مُرغِ زار                      یک صبوحی در میان مرغزار» (1568)

یاد یاران یار را میمون بود                            خاصه کآن لیلی و این مجنون بود (1569)


طوطی از بازرگان درخواست کرد تا به جای تحفه ، پیام او را به طوطیان هندوستان برساند و به آنها بگوید که فلان طوطی که اکنون از قضای روزگار در قفس افتاده از شما خواهش می کند به دادش برسید و راه رهایی را به او بنمایید. طوطی در ادامه از بازرگان خواست تا به طوطیان هندوستان بگوید : آیا رواست که من شوق دیدار شما را به گور برم و در این قفس جان دهم؟ آیا شایسته است در حالی که شما آزادانه برروی سبزه زار ها و درختان در گردشید من در این کنج قفس باشم؟ آیا این رسم وفاداری است که من حبس باشم و شما در گلستان؟ ای دوستان ارجمند هنگام تفرّج و گشت و گذار در مرغزار باده ای ( صبوحی : شرابی که بامدادان نوشند) هم به یاد این مرغ زار بنوشید زیرا یاد کردن دوستان برای دوست امری خجسته و میمون است بویژه اگر در بین آن دو رابطه عشقی وجود داشته باشد.

البته باید توجه داشت که مولانا در ورای ظاهر این داستان نظر به اسارت انسان ( که طوطی محبوس نماد آن است) در این عالم خاکی و شوق پیوستن او به یاران رها شده از این عالم ( که طوطیان آزاد هندوستان نماد آنها در این داستانند) دارد. در واقع می توان گفت که در اینجا با قصه خود مولانا روبرو هستیم همانگونه که در داستان پادشاه و کنیزک در ابتدای همین دفتر فرمود:
بشنوید ای دوستان این داستان        خود حقیقت نقد حال ماست آن

ای حریفانِ بتِ موزونِ خود !            من قدح ها می خورم پر خون خود (1570)

ای یارانی که رفیق و هم پیاله معشوق خوش اندام خود هستید !  من در اثر فراق از یار، به جای شراب خون دل خود را می-خورم.

یک قدح می نوش کن بر یاد من       گر نمی خواهی که بدهی داد من (1571)

اگر نمی خواهی به فریاد من برسی و کاری کنی که من هم به وصال معشوق برسم لا اقل قدحی از شراب به یاد من نوش کن.

یا به یاد این فتاده ی خاک بیز          چون که خوردی، جرعه یی بر خاک ریز (1572)

یا به یاد این بیچاره ی نیازمند ( خاک بیز) هر گاه شراب نوشیدی جرعه یی از شراب را روی خاک بریز.
از سنت های دیرین ایرانیان می نوشیدن به احترام یاران غایب و همچنین ریختن شراب ته جام بر زمین به یاد یاران بوده است .مولانا در دو بیت بالا به این سنت اشاره کرده است.

ای عجب! آن عهد و آن سوگند کو؟       وعده های آن لب چون قند کو؟ (1573)

در اینجا مولانا از داستان خارج می شود و سخن از پیمانی که بین او و خداوند بوده است می کند. سخن از وعده های شیرین معشوق است که وفا نشده اند.

گر   فراق بنده   از بد بندگی است        چون تو با بد بد کنی، پس فرق چیست؟ (1574)

اگر فراق بنده از خداوند به دلیل بد بندگی کردن است و تو بدی را با بدی دیگری جواب داده ای پس چه فرقی میان بنده و خداوند است؟

ای بدی که تو کنی در خشم وجنگ       با طرب تر از سماع و بانگ چنگ (1575)

ای  جفای تو   ز    دولت خوب تر            و انتقام تو ز جان    محبوب تر (1576)

نارِ تو این است، نورت چون بود؟            ماتم این، تا خود که سورت چون بود؟ (1577)

از   حلاوت ها   که دارد  جور تو              وز لطافت، کس نیابد غور تو (1578)

نالم   و  ترسم    که  او باور کند             وز  کرم آن جور را کمتر کند (1579)

در این چند بیت مولانا بر این نکته تاکید می کند که حتی جور و جفای معشوق برای عاشق شیرین است و اگر جور و جفا و بدی معشوق تا این حد برای عاشق شیرین باشد پس خوبی کردن او چگونه خواهد بود و چه حلاوتی دارد. مولانا که خواستار چنین جوری از طرف معشوق است، از طرفی نگران است که مبادا ناله های او دیگ کرم و بخشش الهی را به جوش آورد و او از جور خود نسبت به این بنده بکاهد!  

عاشقم بر قهر و بر لطفش به جِد        بوالعجب، من عاشق این هردو ضد (1580)

من بر قهر و لطف معشوق عاشقم . شگفت است که من عاشق دو چیز ضد هستم.
البته آنچه باعث می شود عاشق بر همه ی کارهای معشوق حتی آنها که به ظاهر ضد یکدیگرند عشق بورزد این است که او محو در معشوق است و غیر نیکی چیزی در او و رفتارش نمی بیند.تنها چیزی که برای عاشق مهم است توجه معشوق به اوست. به قول خود مولانا در دیوان کبیر:
آن یار عزیز من بگرفت گلوی من
گفتا که چه می خواهی؟ گفتم که همین خواهم

والله ار زین خار در بستان شوم           همچو بلبل زین سبب نالان شوم (1581)

به خداوند قسم که اگر از خارستان الهی مرا به بوستانی ببرند مانند بلبل از غم و ناراحتی ناله خواهم کرد.

این عجب بلبل، که بگشاید دهان             تا خورد او خار را با گلستان (1582)

این چه بلبل؟ این نهنگ آتشی است       جمله نا خوش ها ز عشق او را خوشی است (1583)

عاشقِ کل است و خود کل است او        عاشق خویش است و عشق خویش جو (1584)


این بلبل بوستان حق عجب بلبلی است که خار و گل را با هم می خورد و رنج و راحت برایش فرقی ندارد؟  این اصلا بلبل نیست بلکه نهنگی آتشین است که همه ی ناخوشی ها برای او همچون خوشی است. او عاشق کل (کل هستی یا خدا) است و چنان در کل ذوب و فانی شده است که خود تبدیل به کل شده است. او در واقع عاشق خود است و خود را می جوید.

نظر ها
افزودن جدید
آزاد   |1396-02-28 14:22:57
عالی بود
رسول پریشانی  - سلام و درود   |1396-04-24 16:01:36
سلام استاد.دست مریزاد.ساده، روان و مکفی توضیح داده اید.ممنون
نوشتن نظر
نام:
Your email:
 
عنوان:
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 
 
گالری تصاویر
 
تبریز

 
لینک های مرتبط